تبلیغات
آپه دنه - مطالب هخامنشیان
 
درباره وبلاگ


سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد.............کسانی که میخوان از مطالب این وبلاگ توی وبسایتشون کپی کنن ذکر منبع یادشون نره........................ در ضمن برای تبادل لینک اول منو با اسم " جاذبه های تاریخی ایران باستان " لینک کنید و لینک خودتون رو در قسمت ارسال لینک وارد کنید........ با تشکر علیرضا
Email: alirezash66@yahoo.com
Instagram: alirezash68

مدیر وبلاگ : علیرضا .
Instagram
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
به نظر شما بهترین حکومت در ایران کدوم بود؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Instagram Locations of visitors to this page

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر






Powered by WebGozar

آپه دنه
تاریخ کهن ایران از 10000 سال پیش تا کنون..............




هرودوت، تاریخ نگار قرن چهارم قبل از میلاد، بهترین کس است که افسانه تولد کوروش را از بـقـیـه افسانه های دیگر توصیف کرده است.  از نظر او آستیاگ، پدربزرگ مادری او بود؛ که شبی در خواب می بـیـند که دخترش ماندانا، بمقـدار خیلی زیادی آب تولید می کند که تمام شهر و امپراطوری آن را فرا می گیرد.  موقعـی که مرد مقدس ( مغ - روحانی زرتشتی ) از خواب او مطلع می شود، به او از پـیامد آن اخطار می کند. 




ادامه مطلب


نوع مطلب : هخامنشیان، 
برچسب ها : کوروش کبیر، کوروش، آژی دهاک، آستیاگ، ماندانا، ماد، هخامنشیان، هرودوت، پارس، هارپاگوس، مغ ها،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 فروردین 1389 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()
ایران در دوران باستان یکی از کشورهای باشکوه و برتر آن روزگاران بود. مطابق روال روزگار آن شکوه و عظمت سپری شد. با حمله ها و هجوم بیگانگان هویت فرهنگی و تاریخی این مرز و بوم نابود شد.
این زمان بسیاری از موارد تاریخی و فرهنگی ایران باستان در ابهام است. زبان های باستانی ایران را تا همین چند دهه پیش کسی نمی دانست و نمی شناخت. این مشکل به همت زبانشناسان و ایران شناسان بیگانه برطرف شده است. بسیاری از مسائل فرهنگی و تاریخی ایران باستان هنوز در ابهام است،‌و کسی از سر آن مشکلات که سده ها همچنان ناشناخت مانده اند آگاه نیست.
از نامیاران دوران باستانی نیز شناخت درستی نداریم. گهگاه به مناسبت هایی خاص در آثار زبان فارسی از آنها نام برده می شود، اما اطلاع روشن و درخور توجهی از آنها در دست نیست، و اگر هم چیزی درباره آنها نوشته شده قابل اعتماد نیستند.
جمشید یکی از همین نامیاران باستانی است که هویت او در هالیه ای از ابهام و ناشناختگی می باشد. با اینکه کارهای فراوانی به او نسبت می دهند با همه اینها بسیاری از مردم او را شخصیتی افسانه ای می دانند.
جمشید دارای جام است و انگشتری، شراب از ساخته های اوست، و آیین شراب را همو نهاده است. تخت جمشید به منظور برگزاری آیین نوروزی و دینی از ساخته های او و به نام اوست. از جمله کارهای دیگری که به او نسبت داده شده بنیاد نهادن جشن نوروزست. با اینکه این جشن به عنوان یکی از بنیادهای دیرپای فرهنگی ایران باستان تا امروز بر جای مانده است،‌ اما سبب پیدایی و روایی آن تا کنون ناروشن مانده است. با همه اینها چنانچه در آثار بازمانده زبان و ادبیات فارسی جستجو و بررسی دقیق به عمل آید چنین بر می آید که: برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان بوده است. زیرا دیوان سرمایه دارانی بودند که به مردم ستم می کردند. جمشید سال ها با آنان جنگید. تا سرانجام بر آنان پیروز شد، آنگاه آیین داد و برابری را در میان مردم بر پا ساخت،‌ روز اعلام حکومت داد را نخستین روز فروردین قرار داد،‌و آن را نوروز نامید، زیرا از آن روز به بعد آیین نو در میان مردم برقرا می شد. سبب اینکه نوروز را در فروردین ماه قرار داد این بود که ماه فروردین از سال ها پیش قداست داشت و ماهی محترم بود و آیین های مذهبی دیگری درین ماه انجام می شد. بنابراین جشن نوروز با دیگر جشن های مذهبی فروردین در هم آمیخت و ازین آمیختگی نرووز جشنی بزرگ و فراموش ناشدنی شد.
آنچه درین دفتر فراهم آمده در چهار بخش تنظیم شده است.
بخش نخست مربوط به جشن هایی است که از دیرگاهان در فروردین ماه وجود داشته، و سبب شده است که این ماه مقدس و محترم باشد.
بخش دوم نیز به آیین های قربانی فروردین ماه اختصاص یافته است. وجود این قربانی ها در فروردین ماه موجب دیگری برای قداست این ماه بوده است.
بخش سوم پیرامون سبب و پیشینه پیدایی جشن نوروز و انقلاب جمشید و برپایی آیین داد جمشیدی می باشد.
بخش چهارم اختصاص به سنت ها و آیین های نوروزی دارد که در طول تاریخ پس از جمشید رواج گرفته و در فرهنگ ایرانی هنوز هم باقی مانده اند.
هم چنین بعضی دیگر ازین آیین های نوروزی امروز منحصرا در آثار زبان فارسی از آنها نام برده شده، و خود آن مراسم فراموش شده اند.
در اوستا که تنها کتاب دوره باستانی ایران است سخنی از نوروز نیست،‌ زیرا اوستا هنگامی نوشته شده که دین و فرهنگ زردشتی بر کار و بر قدرت بوده است، ‌و دین زردشت آن گونه که پیداست با دین و فرهنگ جمشید ناسازگارست،‌ ازین روی از نوروز که نهاد جمشیدست نامی نبرده است.
بهترین منابعی که درین زمینه مورد استفاده ما بوده است کتاب های تاریخی و دیگر آثاری است که بعد از اسلام نوشته شده اند. در دیوان های اشعار شاعران پارسی گوی نیز اطلاعاتی جسته و گریخته و اشاره گونه وجود دارد که ما از آنها نیز سود جسته ایم. تا آنجا که مقدور بود در رفع ابهامی که سالیان دراز نوروز را ناشناخته کرده بود کوشیده ایم. امیدست که مقبول طبع صاحب نظران واقع شود.





نوع مطلب : جشن ها و آیین های ایران باستان، هخامنشیان، 
برچسب ها : نوروز، هخامنشیان، عید نوروز، تخت جمشید، جشن های باستانی ایران،
لینک های مرتبط :


جمعه 30 اسفند 1387 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()
ایران در دوران باستان یکی از کشورهای باشکوه و برتر آن روزگاران بود. مطابق روال روزگار آن شکوه و عظمت سپری شد. با حمله ها و هجوم بیگانگان هویت فرهنگی و تاریخی این مرز و بوم نابود شد.
این زمان بسیاری از موارد تاریخی و فرهنگی ایران باستان در ابهام است. زبان های باستانی ایران را تا همین چند دهه پیش کسی نمی دانست و نمی شناخت. این مشکل به همت زبانشناسان و ایران شناسان بیگانه برطرف شده است. بسیاری از مسائل فرهنگی و تاریخی ایران باستان هنوز در ابهام است،‌و کسی از سر آن مشکلات که سده ها همچنان ناشناخت مانده اند آگاه نیست.
از نامیاران دوران باستانی نیز شناخت درستی نداریم. گهگاه به مناسبت هایی خاص در آثار زبان فارسی از آنها نام برده می شود، اما اطلاع روشن و درخور توجهی از آنها در دست نیست، و اگر هم چیزی درباره آنها نوشته شده قابل اعتماد نیستند.
جمشید یکی از همین نامیاران باستانی است که هویت او در هالیه ای از ابهام و ناشناختگی می باشد. با اینکه کارهای فراوانی به او نسبت می دهند با همه اینها بسیاری از مردم او را شخصیتی افسانه ای می دانند.
جمشید دارای جام است و انگشتری، شراب از ساخته های اوست، و آیین شراب را همو نهاده است. تخت جمشید به منظور برگزاری آیین نوروزی و دینی از ساخته های او و به نام اوست. از جمله کارهای دیگری که به او نسبت داده شده بنیاد نهادن جشن نوروزست. با اینکه این جشن به عنوان یکی از بنیادهای دیرپای فرهنگی ایران باستان تا امروز بر جای مانده است،‌ اما سبب پیدایی و روایی آن تا کنون ناروشن مانده است. با همه اینها چنانچه در آثار بازمانده زبان و ادبیات فارسی جستجو و بررسی دقیق به عمل آید چنین بر می آید که: برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان بوده است. زیرا دیوان سرمایه دارانی بودند که به مردم ستم می کردند. جمشید سال ها با آنان جنگید. تا سرانجام بر آنان پیروز شد، آنگاه آیین داد و برابری را در میان مردم بر پا ساخت،‌ روز اعلام حکومت داد را نخستین روز فروردین قرار داد،‌و آن را نوروز نامید، زیرا از آن روز به بعد آیین نو در میان مردم برقرا می شد. سبب اینکه نوروز را در فروردین ماه قرار داد این بود که ماه فروردین از سال ها پیش قداست داشت و ماهی محترم بود و آیین های مذهبی دیگری درین ماه انجام می شد. بنابراین جشن نوروز با دیگر جشن های مذهبی فروردین در هم آمیخت و ازین آمیختگی نرووز جشنی بزرگ و فراموش ناشدنی شد.
آنچه درین دفتر فراهم آمده در چهار بخش تنظیم شده است.
بخش نخست مربوط به جشن هایی است که از دیرگاهان در فروردین ماه وجود داشته، و سبب شده است که این ماه مقدس و محترم باشد.
بخش دوم نیز به آیین های قربانی فروردین ماه اختصاص یافته است. وجود این قربانی ها در فروردین ماه موجب دیگری برای قداست این ماه بوده است.
بخش سوم پیرامون سبب و پیشینه پیدایی جشن نوروز و انقلاب جمشید و برپایی آیین داد جمشیدی می باشد.
بخش چهارم اختصاص به سنت ها و آیین های نوروزی دارد که در طول تاریخ پس از جمشید رواج گرفته و در فرهنگ ایرانی هنوز هم باقی مانده اند.
هم چنین بعضی دیگر ازین آیین های نوروزی امروز منحصرا در آثار زبان فارسی از آنها نام برده شده، و خود آن مراسم فراموش شده اند.
در اوستا که تنها کتاب دوره باستانی ایران است سخنی از نوروز نیست،‌ زیرا اوستا هنگامی نوشته شده که دین و فرهنگ زردشتی بر کار و بر قدرت بوده است، ‌و دین زردشت آن گونه که پیداست با دین و فرهنگ جمشید ناسازگارست،‌ ازین روی از نوروز که نهاد جمشیدست نامی نبرده است.
بهترین منابعی که درین زمینه مورد استفاده ما بوده است کتاب های تاریخی و دیگر آثاری است که بعد از اسلام نوشته شده اند. در دیوان های اشعار شاعران پارسی گوی نیز اطلاعاتی جسته و گریخته و اشاره گونه وجود دارد که ما از آنها نیز سود جسته ایم. تا آنجا که مقدور بود در رفع ابهامی که سالیان دراز نوروز را ناشناخته کرده بود کوشیده ایم. امیدست که مقبول طبع صاحب نظران واقع شود.





نوع مطلب : هخامنشیان، جشن ها و آیین های ایران باستان، 
برچسب ها : هخامنشیان، نوروز در زمان هخامنشیان، عید نوروز، تاریخچه نوروز، تخت جمشید، مراسم باستانی ایران،
لینک های مرتبط :


جمعه 30 اسفند 1387 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()


سواره نظام

بنا به گفته گزنفون، كورش در مدت اقامت در دربار ماد و در نخستین برخورد با سوارهای لیدی در نبرد « پتریوم » تشخیص داد كه سواران پارس نسبت به سوارهای مادی و به خصوص سوار نظام معروف لیدی خیلی ضعیف‌اند، به همین جهت تعداد سوارهای پارسی را از دو هزار نفر به ده هزار نفر رسانید و برای تشویق و ترغیب جوانان به سواری و سواركاری، مقرر داشت هر كسی كه از دولت اسب می گیرد باید همیشه سواره حركت كند و به مركب خود مأنوس و علاقمند بشود و در حسن نگاهداری آن از جان و دل بكوشد و برای سواركاران خوب امتیازها و جوایزی قائل گردید كه در مسابقه‌ها به آنان اعطاء می‌شد.

Achaemenid Cavalry.jpg

ارابه‌های داس‌دار

بنا به روایت گزنفون تا زمان كورش بزرگ ارابه های جنگی معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروایی‌ها» می‌ساختند و به كار می‌انداختند و این نوع ارابه‌ها بین مادی‌ها و آشوری‌ها و سایر ملت‌های آسیایی معمول شده بود. كورش در ضمن آزمایش آن‌ها دستور داد ارابه های جدیدی بسازند كه برای جنگ مناسب‌تر باشد. چرخ‌های آن ارابه‌ها را محكم تر و محور آن‌ها را درازتر از ارابه‌های قدیمی گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ‌ها و واژگون شدن ارابه‌ها بهتر جلوگیری شود.

كرسی راننده‌ی ارابه از چوب خیلی محكم و به صورت برجكی ساخته می‌شد كه بلندی آن فقط تا محاذی آرنج‌های راننده می‌رسید تا او در راندن اسب‌ها آزاد باشد. در دو انتهای محور چرخها دو داس آهنی به پهنای دو «ارش» رو به پایین و درست در زیر آن‌ها دو داس دیگر رو به بالا نصب كرده بودند كه در موقع تاخت ارابه‌ها این داس‌ها به هر چیزی كه برمی‌خوردند از هم می‌شكافتند.

Scythed chariot , Achaemenian period.jpg

از ارابه‌های جدید در زمان كورش سی‌صد دستگاه تهیه شد و به فرمان او محل این ارابه‌ها در آرایش جنگی، جلو خط اول پیاده نظام بود و مأموریت اصلی آن‌ها تاختن بر روی صفوف دشمن و شكافتن آرایش او و باز كردن راه و هموار ساختن خط سیر پیاده نظام حمله بود. هجوم وحشت آور و برق آسای ارابه‌ها هر گونه مقاومتی را در معبر خود متلاشی می‌ساخت.

ارابه‌های داسدار تا اواخر دوره هخامنشیان در ارتش ایران معمول بوده و در نبرد « گوگمل » یعنی آخرین نبرد داریوش سوم با اسكندر در اردوی ایران دویست ارابه داس‌دار وجود داشته و در این مورد دیودور می گوید: « حمله‌ی ارابه های داس‌دار بسیار وحشت آور و برش داس‌های آن‌ها به اندازه‌ایی تند و تیز بود كه افراد پیاده مقدونی را به دو نیم می كرد». به علاوه، در همین نبرد پنجاه فیل جنگی در اردوی داریوش سوم وجود داشته كه موجب هراس و واهمه‌ی مقدونیان گردیده است و از قرار معلوم استفاده از فیل در جنگ از موقع تسلط ایران به حبشه و آفریقای شمالی و هندوستان غربی در ارتش ایران معمول شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هخامنشیان، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 اسفند 1387 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()
Dariush Pray.jpg



نوع مطلب : عکس، اسناد تاریخی، هخامنشیان، 
برچسب ها : دعای داریوش کبیر در تخت جمشید،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 اسفند 1387 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4