تبلیغات
آپه دنه - تاریخ نگار ایران(8 تیر)
 
درباره وبلاگ


سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد.............کسانی که میخوان از مطالب این وبلاگ توی وبسایتشون کپی کنن ذکر منبع یادشون نره........................ در ضمن برای تبادل لینک اول منو با اسم " جاذبه های تاریخی ایران باستان " لینک کنید و لینک خودتون رو در قسمت ارسال لینک وارد کنید........ با تشکر علیرضا
Email: alirezash66@yahoo.com
Instagram: alirezash68

مدیر وبلاگ : علیرضا .
Instagram
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
به نظر شما بهترین حکومت در ایران کدوم بود؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Instagram Locations of visitors to this page

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر






Powered by WebGozar

آپه دنه
تاریخ کهن ایران از 10000 سال پیش تا کنون..............




نخستین قرارداد مرزی تاریخ بشر كه میان ایران و لیدی بسته شد
  طبق آثار و اسناد به دست آمده، 29 ژوئن سال 590 پیش از میلاد (هشتم تیرماه)، میان دولت ایران (حكومت مادها یا Medes به پایتختی همدان) و دولت لیدی (Liadia = Lydia آناتولی غربی - قسمتی از غرب تركیه امروز) قرارداد تعیین مرز بسته شد كه نخستین قرارداد از این دست در تاریخ جهان به شمار می رود و نخستین فصل كتاب
    «تاریخ انعقاد پیمان های سیاسی» با آن آغاز شده است.
     در این قرارداد كه یک ماه و یک روز پس از پایان جنگ طرفین و انجام مذاكرات منعقد شد، مسیر رود Halys (قزل ایرماک = رود سرخ) مرز دو كشور تعیین شد و مقرر گردید كه علامت گذاری شود و رفت و آمد میان دو كشور بر پایه ضابطه قرار گیرد. جنگ ایران و لیدی که منجر به امضای این قرارداد شد 28 ماه مه سال 590 پیش از میلاد و بیم دو ارتش از ادامه خورشیدگرفتگی آن روز پایان یافته بود. فرماندهی ارتش ایران را در آن جنگ، هوخشتره (کردها «خسرو هووخشتاره» = کیخسرو می خوانند) شخصا برعهده داشت.
     نوزده سال پیش از آن، ارتش های ایران و بابل امپراتوری «آشور» را كه به ارتكاب ظلم شهرت داشت و دو قرن بر خاورمیانه مسلط بود برای همیشه از میان برده بودند و دیگر، نینوه (نینوا) مركز قدرت خاورمیانه نبود.


تاسیس فولادسازی اصفهان و اظهارات کارآموزان ایرانی از وضعیت روسها در اواخر دهه 1960
دوم تیرماه 1345 (29 ژوئن 1966) طی مراسمی قرارداد تاسیس كارخانه فولاد سازی اصفهان میان ایران و شوروی امضاء شد. این كارخانه كه بعدا ظرفیت تولید آن افزایش یافت از سوی شوروی در اصفهان ساخته شده است. در پی امضای قرارداد و در طول تاسیس کارخانه، شماری از مهندسان و تکنیسین های ایرانی در چند گروه برای کارآموزی به شوروی فرستاده شدند. اظهارات این ایرانیان در مصاحبه های خود پس از بازگشت از شوروی تردید باقی نگذارده بود که نظام شوروی به بیراهه افتاده بود ـ بیراهه ای که به فروپاشی ختم شد. کارآموزان ایرانی از بوروکراسی بد، بی علاقگی مردم نسبت به نظام کشورشان، نبود انگیزه، بی توجهی دولت نسبت به خواست و نیاز مردم و ضعف های دولتی دیگر از جمله کندی کارها و فساد اداری سخن گفته و تاکید کرده بودند که اگر پیشرفتی هم در شوروی بوده مربوط به امور نظامی است؛ هنوز در این کشور (اواخر دهه 1960) با دست و چکش و کوره اتومبیل می سازند و ... و روسها ساعت قراضه های آنان را با ولع خاص می خریدند و ....
     داشتن كارخانه فولاد سازی از دیر زمان یك آرزوی مردم ایران بود كه تا زمان آغاز بكار این كارخانه به دلایل متعدد تحقق نمی یافت. قرار بود نخستین کارخانه پولادسازی ایران پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، با کمک آلمان (آلمان ناسیونال سوسیالیست = نازی) در کرج تاسیس شود؛ مقدمات کار هم فراهم و نقشه ساختمان در زمین مربوط پیاده شد که به انجام نرسید.

زد و خوردهای چریکی در داخل و تظاهرات در خارج بر ضد دولت وقت تهران
در دهه 1350 تظاهرات ضد دولتی در خارج و زد و خوردهای خیابانی در داخل، مقامات وقت تهران را كلافه كرده بود. مروری بر این رویدادها نشان می دهد كه تنها در زدو خوردهای چریكی هشتم تیرماه؛ در سال 1352 (29 ژوئن 1973) یك كشته و شماری مجروح، در سال 1354 (1975 میلادی) در کرج چهار كشته از جمله یك زن، در سال 1355 (1976 میلادی) در مهرآباد و داخل شهر (تهران) در دو محله جداگانه 14 نفر از جمله سه زن كشته شدند و .... بیشتر مقتولین این روز (در سه سال مختلف) از كمونیستها و اعضای گروه "حمید اشرف" بودند. هشتم تیر 1357 (1978) نیز ایرانیان مقیم آمریكا در شهر شیكاگو بر ضد حكومت وقت (شاه) تظاهرات كرده بودند كه به زد و خورد انجامیده و پلیس این شهر بیش از هشت تن از معترضین را بازداشت كرده بود.

انقلاب اداری در ایران که از آن، تنها مورد "برکناری برخی مدیران و کارمندان" به اجرا در آمد - ضعف مطبوعات ایران
در این روز در سال 1358 ، نزدیك به پنج ماه پس از انقلاب، اعلام شد كه اینك نوبت به انقلاب اداری رسیده است كه یك مسئله ریشه دار ایران است و اصلاحات باید از ادارات و سازمانهای دولتی آغاز شود و كاركنان دولت خود را خدمتگزار و نان خور مردم بدانند نه بالا دست آنان. كارها سریعا و با بی نظری انجام گیرد، اشكالتراشی برای مردم نشود، امروز و فردا كردن به زباله دان تاریخ ریخته شود، پست فرمانبری و پیشخدمتی در ادارات حذف شود، اطاقهای مدیران به روی مردم باز و اثری از منشی مخصوص نباشد ، همه حقوق بگیران دولت پاسخگوی مردم باشند و سازمانهای مملكتی از عوامل بد و ... تصفیه شوند. مقرری بگیران از بیت المال باید به ملت وفادار، به كار خود معتقد و به پاكدامنی و پرهیزگاری شهرت داشته باشند.
    این خبر همه را شاد و امیدوار كرد ولی جز اخراج برخی مدیران و كاركنان، اصلاحات چشمگیر دیگری صورت نگرفت كه با نگاهی به گذشته باید بخشی از آن را به حساب كوتاهی و یا ضعف مطبوعات گذارد.
    مطبوعات ما مانند سایر كشورها، مطالب را دنبال نمی كنند و در نتیجه تصمیمات به فراموشی سپرده می شوند. خبرنگار روزنامه، در كتابهای درسی روزنامه نگاری، به پیاده نظام این حرفه كه هر روز موظف است در همان جبهه تكاپو و تلاش كند تشبیه شده است كه نخستین برنامه روزانه او باید این باشد كه ببیند در حوزه پوششی كار او اجرای تصمیمات در چه مرحله ای است و گام تازه در این راه چه بوده و آن را به اطلاع مردم برساند كه به همین انگیزه روزنامه را خریداری می كنند. مثلا: در اجرای دستور عمومی «پاسخ گویی فوری به مراجعان» امروز چه گام تازه ای برداشته شد و گام دیروز چه بود و ... و سپس بپردازد به كسب تازه ها. به نظر می رسد كه خبرنگاران مطبوعات ما از مورد دوم، برنامه روزانه خود شروع می كنند و چون جامعه از نتیجه تصمیمات خوب بی خبر می ماند آن را ازیادرفته و منتفی تلقی می كند و ....
    مطبوعات شوروی سابق كه دولتی و یا حزبی بودند دچار همین ضعف شدند كه مورخان پس از بررسی علل شكست و فروپاشی آن امپراتوری، تنبلی و فتور مطبوعات آن اتحادیه و خروج آنها از اصول این حرفه را یك علت این اضمحلال اعلام داشته اند.

درگذشت فیلد مارشال پارسی هند، مردی كه ایران را «خاك پاك» می خواند
طرح تصویر«سام هرمز جمشید»
پارسیان و آریایی های جهان جمعه، 27 ژوئن 2008 ، مرد بزرگی را از دست دادند كه به سرزمین نیاكان و فرهنگ ایرانی عشق می ورزید. «سام هرمز جمشید منكشاSam Hormuz Jamshidji Maneksha» فیلد مارشال پارسی هند 28 ژوئن2008 (پریروز) با تشریفات ویژه نظامی و با حضور مقامات ارشد این كشور در گورستان پارسیان به خاك سپرده شد و رسانه های هند گزارش های مصور و مفصل درباره زندگانی و كارهایش منتشر ساخته اند. فیلم مستند كارهای او قبلا و به هزینه «یونسكو» تهیه شده است. وی كه سوم آوریل 1914 به دنیا آمده بود یكی از دو فیلد مارشال تاریخ هند است. پدر او كه یك پزشك پارسی بود و از گجرات به پنجاب نقل مكان كرده بود آرزو داشت كه «سام هرمز» پزشك شود كه وی وارد دانشكده افسری شد و دربرابر اعتراض پدر همان حرفی را زد كه قبلا به او درمورد سبیل گذاشتن زده بود. سام به پدرش گفته بود: من یك پارسی هستم؛ مردان پارسی سبیل نمی تراشند و سپاهیگری را بر پیشه های دیگر ترجیح می دهند و او باید افسر ارتش شود. «سام» آن چنان مهارت نظامی به دست آورده بود كه با درجه سروانی فرمانده هنگ و آن هم هنگ «گورخا» شد و این هنگ بود كه در جریان جنگ جهانی دوم در جبهه برمه، ضد حمله به ژاپنی ها آغاز كرد. در این جنگ، سام گلوله خورد، زخمی شد و مدال گرفت. او در دو جنگ دیگر در شبه قاره شركت جست. سام نه تنها دست به شمشیر بلكه دست به قلم هم بود. در سال 1961 كه خطر تصرف «لاداخ» از سوی چین احساس می شد، سام هرمز جمشید در مقاله ای از سیاست های «كریشنا منون» وزیر دفاع وقت هند انتقاد كرد و علنا نوشت كه منون از فنون نظامی بی اطلاع است و یا سوء نیت دارد. به همین دلیل هنگامی كه در سال 1962 نیروهای هندی در لاداخ از برابر چینیان گریختند اورا مامور جبهه كردند و سام كه درجه ژنرالی داشت در فرمانی خطاب به نظامیان تحت فرمان خود نوشت: می دانید كه من یك پارسی ام و عقب نشینی در ذات ما گناه است. بنابراین، جز با دستور كتبی هرگونه عقب نشینی ممنوع و مرتكب به دادگاه صحرایی فرستاده خواهد شد و تا من زنده باشم دستور عقب نشینی داده نخواهد شد. با همین فرمان، هندیان ایستادند و اراضی بیشتری را از دست ندادند.
    «سام» عقیده داشت كه گفتن دروغ و یا لب فروبستن از مطلبی كه آماده خروج از دهانست، فشاری سنگین براعصاب وارد می سازد و باعث كوتاهی عمر خواهد بود. لذا هرچه را كه می خواست می گفت و با همه خودمانی بود ازجمله با نخست وزیر هند. یك بار در حضور جمع، در برابر یك تصمیم بسیار جدی نظامی بانو گاندی نخست وزیر وقت هند گفته بود: اطاعت، عسلی (سویتی = شیرین).
    سام از سال 1969 تا 1973 رئیس ستاد ارتش هند بود. ازكارهای مهم او در این مدت لشكر كشی به بنگال شرقی و شكست دادن و اسارت دهها هزار نظامی پاكستانی ازجمله چند ژنرال و هموار ساختن راه برای تاسیس جمهوری بنگلادش بود. با این پیروزی، هندیان وی را «سام بهادر = سام دلیر = Sam Bahadur» كار دیگر او طرح تولید مشترك اسلحه با دولت مسكو بود كه هنوز ادامه دارد. وی در سال 1969 به شاه (پهلوی دوم) كه در سفر هند بود اندرز داده بود كه او نیز این طرح دنبال كند و خود را از چنگ آمریكا نجات دهد كه سلاحهای از رده خارج شده اش را تا چند برابر ارزش به ایران می فروشد و قسمتی از درآمد ایران از نفت را به عنوان دستمزد مستشارانش كه نظامیانی درجه دوم هستند می گیرد.
    فیلد مارشال سام هرمز منكشا در سال 1973 خود را بازنشسته كرد ولی تا سال 2004 (نود سالگی) در هر مراسم نظامی و رژه واحدها با لباس فیلدمارشالی و نشانهایش شركت می كرد. رسانه های هند در اكتبر 1980 كه نظر او را درباره حمله نظامی عراق به ایران پرسیده بودند گفته بود: حیف كه پیر شده ام و گرنه به ایران می رفتم و داوطلبانه در دفاع از سرزمین نیاكان شركت می جستم. به گزارش رسانه های هند، وی در اظهارات خود از ایران به عنوان «خاك پاك» یادكرده بود. وی درباره حمله صدام به رسانه ها گفته بود: بروید ببینید كه پشت سر این حمله چه قدرتی قراردارد؛ جنگ ادامه سیاست است.
    این پارسی بزرگ در 94 سالگی از بیماری ریه درگذشت و دركنار گور همسرش به آیین زرتشتیان مدفون شده است.
    
مجموعه عکسهای فیلد مارشال سام از جوانی تا جبهه برمه، دوران مارشالی، بازنشستگی تا مراسم تدفین
منبع:http://www.iranianshistoryonthisday.com





نوع مطلب : تاریخ نگار روزانه ایران، جمهوری اسلامی، پهلوی، مادها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 تیر 1389 :: نویسنده : علیرضا .
نظرات ()
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 22:21
Aw, this was an exceptionally nice post. Finding the
time and actual effort to generate a good article… but what can I
say… I procrastinate a whole lot and don't manage to get nearly anything done.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 20:26
Heya! I know this is sort of off-topic but I needed to ask.
Does building a well-established website such
as yours take a large amount of work? I am brand new to writing a blog but I do write
in my journal on a daily basis. I'd like to start a blog so I can share my experience and feelings online.
Please let me know if you have any ideas or tips for new
aspiring blog owners. Thankyou!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:42
The other day, while I was at work, my sister stole my iphone and
tested to see if it can survive a forty foot drop, just so she
can be a youtube sensation. My apple ipad is now broken and she has 83 views.
I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:52
Hi there! Someone in my Myspace group shared this website
with us so I came to look it over. I'm definitely enjoying the information. I'm
book-marking and will be tweeting this to my followers!

Terrific blog and great design and style.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:18
Usually I don't read post on blogs, however I
would like to say that this write-up very pressured me to take a look
at and do it! Your writing taste has been surprised me.

Thank you, quite great article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر